فراماسونری: دجّال آخرالزّمان ( قسمت هفتم)
و امّا ادامه ی عقاید فراماسونری :
· علاقه ی افراطی به علوم طبیعی. تعداد زیادی از برندگان جوایز نوبل و دانشمندان علوم طبیعی، ماسون بوده اند. مانند: الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین، و ادوارد جنر کاشف واکسن آبله. در این میان به نظر می رسد که علاقه و توجه افراطی ماسون ها به علم، برای پر کردن خلاء ناشی از کنار گذاشتن معنویت انجام می گیرد. البته لازم به ذکر است که در دین اسلام هم تأکید زیادی بر فراگیری علم و دانش شده است، اما از مسلمانان خواسته شده تا به صورت معتدل (نه افراط، نه تفریط) به علم بپردازند و از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به خدا استفاده نمایند. بنابراین در اسلام، علم هدف نیست بلکه یک وسیله است، اما در فراماسونری علم خود یک هدف است.
· اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه 33. گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند. شخصی که به درجه ی 33 می رسد ، قدرت زیادی داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. این شخص بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد.
به ادامه مطلب مراجعه نمایید....
ادامه مطلب...
خدایا شکرت!
تا به حال چند بار خدا را شکر کرده ایم؟
تابه حال چند بار از خداوند به خاطر نعمتهای بی منتش تشکر کرده ایم؟
تا به حال چند بار بعد از اینکه به خواسته ی دلمان رسیده ایم گفته ایم خدایا شکرت؟
من وقتی این داستان رو که می خوام براتون بگمو خوندم خیلی فکر کردم،فکر کردم ببینم ایا واقعا تونستم از خداوند به خاطر این همه نعمت که بهم داده تشکر کنم،ایا بعد از نجات از تنگناهای زندگی از کسی که دستانم را رها نکرد و کمکم کرد،تشکر کردم؟
خدایا شکرت
شبی مردی خواب عجیبی دید...
او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.هنگام ورود،دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند.آنها تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ،باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.
مرد از فرشته ای پرسید: شما چه کار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد ،گفت اینجا بخش دریافت است.ما دعا ها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.مرد پرسید:شما ها چه کار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است...ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید فرشته ای بیکار نشسته است،با تعجب از فرشته پرسید:شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ،باید جواب بفرستند،ولی فقط عده ی بسیار کمی جواب میدهند.مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد:بسیار ساده است ،فقط کافی است بگویند:خدایا شکرت.
بیاید یه خدایا شکرت بگیم واسه تموم اون لحظه های که یادمون رفت که جوابی واسه خدا بفرستیم.
(داستان از کتاب حکایات حکیمانه 3)
تا كي گناه ؟!.....تا كي گناه؟!.....تا كي؟
هوا گرفته بود . باران مي باريد "كودكي با تصوّر كودكانه خود رو به آسمان كرد و گفت :خدايا گريه نكن " درست ميشه "ما آدما يه روزي بنده خوبي ميشيم .....
اين نوشته رو يكي از دوستانم برام فرستاد ...شما رو نميدونم ولي وقتي من اين متن رو خوندم گريم گرفت ...راستش خيلي منو تو فكر برد ...شما چي تا حالا شده به اين چيزا فكر كنيد ؟...به اين كه ما آدما چقدر بنده هاي بدي براي خدا هستيم ؟...اگر رئيس اداره ما يا دوست ما يا همسرمون يه كاري براي ما انجام بده با تمام وجود خودمون رو يك عمر مديون اون ميدونيم و همش تو اين فكريم كه چطور اون كارشو تلافي كنيم ...؟؟ اما تو مسا ئل معنوي فقط وقتي ياد خدا مي ا فتيم كه يه مشكلي برامون پيش مياد كه از دست كسي كاري بر نمياد ...تازه اون وقتم با شرط بنده خدا ميشيم ...خدايا اين كارو برام رديف كن منم قول ميدم بنده خوبي بشم برات ....اما تا مشكلم حل شد همه چيز يادمون ميره ... بعضي هامون دوباره بر ميگرديم به زندگي قبليمون يا اينكه يه مدتي خوب ميشيم بعد يه مدتي هم يادمون ميره .... من ميدونم خيلي از شماها وقتي اين متن رو بخونيد ميگيد تو شايد اينجوري باشي اما ما اينطور نيستيم "اما فقط نيم ساعت كلاتو قاضي كن خوب فكر كن ببين حق با منه يا نه ؟؟؟؟
واقعا چرا اينطوري شدن آدما چرا بندگي همه عالم وآدما رو ميكنيم الا اونيكه بايد بندگيش رو كنيم ...نشنيديد يكي از علما خدمت آقا امام زمان رسيده ديده امام زمان ناراحت و رنجوره اين عالم رباني پرسيده دليل رو" اقا فرمودن از دست اين شيعه هام ناراحتم چرا اينقدر گناه ميكنن...؟؟
واقعا تا كي ميخوايم قلب امام زمانمون رو با كارامون برنجونيم ...تا كي ميخوايم بنده نا لايقي براي خدامون باشيم ؟؟ تا كي گناه .....تا كي گناه.....تا كي؟؟؟؟؟؟فراماسونری: دجّال آخرالزّمان ( قسمت ششم)
عقاید فراماسونری :
گروه های مختلف ماسونی بعضاً فلسفه ی عقیدتی متفاوتی دارند؛ اما با این حال در لا به لای عقایدشان، می توان مشترکات فراوانی نیز یافت. نکته ی مهمی که وجود دارد این است که فلسفه ی وجودی بسیاری از عقاید ماسونی به طور کامل شناخته نشده است، اما این به معنای عدم وجود این اعتقادات نیست. برای مثال شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد اکثر گروه های ماسونی، شیطان را تقدیس می کنند. از جمله: اذعان خود آن ها به تقدیس لوسیفر (یکی از نام های شیطان) و یا استفاده از علایم بی شماری که اکثر آن ها توسط گروه های شیطان پرست نیز استفاده می شوند؛ با این اوصاف ما می توانیم بفهمیم که ماسون ها شیطان پرست نیز هستند. اما هنوز نمی دانیم که چه عاملی آنان را به این تفکر سوق داده است. (البته این نکته تقریباً اثبات شده است که ماسون ها و شیطان پرستان به موجودی به نام ابلیس یا شیطان اعتقاد ندارند، بلکه آن ها بزرگداشت شیطان را به عنوان نمادی برای مخالفت با ادیان انجام می دهند. در هر صورت، علت لجاجت بیش از حد آن ها با دین و اصرار افراطی آن ها بر بزرگداشت شیطان به عنوان نماد ضد دینی، کاملاً روشن نشده است.) نکته ی دیگر این که بسیاری از گروه های ماسونی شیطان پرست، الهه های ملل باستان را نیز ارج می نهند. از جمله: Isis و Osirisو... که این مطلب کاملاً اثبات شده است. اما ما نمی دانیم که چرا آنان خداوند یکتا را کنار گذاشته و هم شیطان و هم الهه های متعدد را بزرگ می دارند؟!
با این حال بخشی از عقاید ماسون ها که کاملاً اثبات شده اند، عبارتند از:
لطفا برای مطالعه ی ادامه مطلب به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
ادامه مطلب...
تعبیری زیبا از وظایف منتظران
در کلام حاج آقا دولابی
حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت میگوید: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم. خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند .
یکی از بچهها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید. .
یکی از بچهها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمیگذارم کسی اینجا را مرتب کند. .
یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمیگذارد، مرتب کنیم . .
اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب میکرد همهجا را. میدانست آقاش دارد توی کاغذ مینویسد. هی نگاه میکرد سمت پرده و میخندید. دلش هم تنگ نمیشد. میدانست که آقاش همین جاست. توی دلش هم گاهی میگفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر میکنم.
آن بچه شرور همه جا را هی میریخت به هم، هی میدید این خوشحال است، ناراحت نمیشود. وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد. .
............................................................................................................................
ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش. نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن. خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.
انشاءالله
سخناني از لقمان حكيم
اي فرزندم
هزار حكمت آموختم كه از آن چهار صد حكمت انتخاب كردم واز آن چهارصد هشت كلمه برگزيدم كه جامع كمالات است
دو چيز را هرگز فراموش مكن : 1- خدا 2- مرگ
دو چيز را هميشه فراموش كن :
1-به كسي خوبي كردي 2- كسي به تو بدی كرد
واما چهار كلمه ديگر:
1-به مجلسي وارد شدي زبان نگهدار.
2-به سفره اي وارد شدي شكم نگهدار.
3- به خانه اي وارد شدي چشم نگهدار.
4- به نماز ايستادي دل نگهدار.
وضع جهان در آخر الزّمان
وضع جهان در آخر الزمان ـ به خصوص قبل از ظهور امام زمان(ع) ـ روايات بسياري وارد شده است. بعضي از آن خصوصيات چنين است:
1.وضع حكومتها؛ حكومتها استبدادي و افراد فاسد و ظالماند و حكومتهاي ضعيف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قراردارند.
2.وضع دين؛ از اسلام و قرآن، فقط اسمي ميماند و مساجد، زيبا، اما بدون جمعيت است و عالمان دين، افرادي بد و فتنه گرند، و مردم از دين خارج ميشوند.
3.وضع اخلاق؛ عواطف انساني ضعيف شمرده ميشود و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فسادهاي اخلاقي، به طور علني در جامعه انجام ميشود(بدون نهي و جلوگيري).
4.وضع امنيت؛ ترس و اضطراب فراگير و راهها نا امن است و جنايتهاي هولناك صورت ميگيرد. مردم، آرزوي مرگ ميكنند و مرگهاي ناگهاني و زلزله و جنگ و فتنه و بيماري و مرگ زياد ميشود.
5.وضع اقتصاد؛ باران و محصولات كشاورزي كم ميگردد و رودها و چشمهها خشك ميشوند و گراني و فقر و گرسنگي و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا ميكند.
البته در كنار همه اين مشكلات، عدهاي به وظيفه شرعي خود عمل ميكنند و علم اسلام و انسانيت را بر پا ميدارند و زمينه ظهور را فراهم ميكنند. در آن زمان، ايران ـ به خصوص شهر مقدس قم ـ پايگاه شيعيان و محل اميد مردم خواهد بود. بنابراين، چنين نيست كه همه، در ظلم و فساد فرو رفته باشند، بلكه عدهاي، با زحمات فراوان، خود را حفظ ميكنند و فروغ اميد را در دل مردم روشن نگه ميدارند.
بنابراين چون دوران غيبت امام زمان(ع) در روايات، آخر الزمان ناميده شده است، ميتوان گفت: ما در آخر الزمان هستيم؛ مخصوصاً كه بعضي از علايم ياد شده، در زمان ما وجود دارد. اما اگر منظور از آخر الزمان فقط چند سال قبل از ظهور حضرت باشد، چون وقت ظهور مشخص نيست، نميتوان گفت، كه ما ، در آخر الزمان هستيم يا نه.
فراماسونری: دجّال آخرالزّمان ( قسمت پنجم)
نحوه ی اوج گیری فراماسونری
همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریکا و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟
با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید که عامل گسترش، بنی اسرائیل بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از :
1 – افول قدرت مصر و نابود شدن فرعون با خواست خداوند متعال و به دنبال رسالت حضرت موسی (ع).
2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به فرمان خدا به همراه حضرت موسی (ع) و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.
3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد به دین خدا: به دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (ع) که برای دریافت پیام خدا، به کوه طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و حضرت موسی پس از بازگشت، این گوساله را از بین بردند و بنی اسرائیل دوباره خداپرست شدند.
ادامه این مطلب زیبا را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید...
ادامه مطلب...
مار را چگونه بايد نوشت؟
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين شد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.
ادامه ی این داستان آموزنده را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید...
ادامه مطلب...
با سلام خدمت همه ی دوستانم.در این پست سخنرانی جناب آقای دکتر رائفی پور را که در مورد نقد فیلم 2012 می باشد و تصویری نیز هست ، قرار داده ام. امیدوارم که لذّت ببرید...
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
ادامه مطلب...
خود ارزيابي
پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟
زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.
پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت. مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.
پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند. !!!!!!!!!!!!!!
فراماسونری : دجّال آخرالزّمان ( قسمت چهارم )
و امّا ادامه بحث شیرین نماد گرایی ما سون ها :
7 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.
برای مطالعه ی ادامه این مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید....
ادامه مطلب...
کلمات و دفعات تکرار در جمع آيات قرآن مجيد
دنيا (يکی ازنام های زندگی): ١١۵، آخرت (نامی برای زندگی پس از اين جهان): ١١۵
ملائکه: ٨٨ ، شياطين: ٨٨
زندگی: ١۴۵ ، مرگ: ١۴۵
سود: ۵٠ ، زيان: ۵٠
ملت (مردم):۵٠، پيامبران: ۵٠
ابليس(پادشاه شياطين): ١١ ، پناه جوئی از شرّ ابليس: ١١
مصيبت: ٧۵ ، شکر: ٧۵
صدقه: ٧٣ ، رضايت: ٧٣
فريب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧ ، مردگان (مردم مرده): ١٧
مسلمين: ۴١ ، جهاد : ۴١
طلا: ٨ ، زندگی راحت: ٨
جادو: ۶٠ ، فتنه: ۶٠
زکات: ٣٢ ، برکت: ٣٢
پیشنهاد می کنم ادامه این مطلب زیبا را مطالعه کنید!!!
ادامه مطلب...